فسقلی به عنوان یک واژه، به معنای کوچک و کماهمیت است که در زبان فارسی بهکار میرود. این واژه معمولاً برای توصیف چیزهایی استفاده میشود که اندازه یا اهمیت کمی دارند. در فرهنگ ایرانی، بسیاری از اشیاء و مفاهیم وجود دارند که به صورت غیررسمی و با لحنی دوستانه به عنوان فسقلی شناخته میشوند. به عنوان مثال، یک بچه کوچک، حیوان خانگی یا حتی یک شیء زینتی میتواند به این نام خوانده شود. استفاده از این واژه، علاوه بر بیان کوچکی، نشاندهنده محبت و دوستی نسبت به آن چیز است. در ادبیات و شعر فارسی نیز، واژه فسقلی بهطور نمادین به کار میرود تا به بیان احساسات و عواطف لطیف پرداخته شود. از آنجایی که زبان فارسی پر از زیباییهای معنایی است، واژه فسقلی نیز میتواند به عنوان یک نماد از نازکی و ظرافت در زندگی روزمره شناخته شود. این واژه، ارتباط خاصی با فرهنگ و شخصیتهای ایرانی دارد و در مکالمات روزمره بهوفور استفاده میشود.
فسقلی
لغت نامه دهخدا
فسقلی. [ ف ِ ق ِ ] ( ص ) در تداول عوام، سخت خرد. بسیارکوچک. ( یادداشت بخط مؤلف ). کوچک و ناچیز. ریز و خرد. ( فرهنگ فارسی معین ). فسغلی. رجوع به فسغلی شود.
فرهنگ معین
(فِ سْ قِ ) (ص. ) (عا. ) کوچک، ریز اندام.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کوچک و ناچیز ریز و خرد.
ویکی واژه
(عا.)
کوچک، ریز اندام.