لغت نامه دهخدا
فراموشخانه. [ ف َ ن َ/ ن ِ ] ( اِخ ) اصطلاحی است که در برابر واژه «فراماسونری » یا «فری میسنزهال » در ایران به کار رفته است. رجوع به فراماسونری شود.
فراموشخانه. [ ف َ ن َ/ ن ِ ] ( اِخ ) اصطلاحی است که در برابر واژه «فراماسونری » یا «فری میسنزهال » در ایران به کار رفته است. رجوع به فراماسونری شود.
( ~. نِ ) (اِمر. ) این کلمه را به جای فراماسونری در فارسی به کار می برند.
۱. (سیاسی ) = فراماسونری
۲. [مجاز] زندان های مخوف دورۀ استبداد که بیشتر زندانیان تا پایان عمر در آنجا به سر می بردند.
اصول تعلیمات فراماسون و عمل بدانها
نامی که درفارسی به فراماسونری اطلاق شده، وکنایه اززندانهای مخوف دوره استبدادکه بیشترزندانیان تاپایان عمردر آنجابودند
( اسم ) این کلمه را به جای فراماسونری به مناسبت شباهت لفظی و معنوی در فارسی معمول کرده اند ٠
رجوع شود به:فراماسون
این کلمه را به جای فراماسونری در فارسی به کار میبرند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 468- اسماعيل رائين، فراموش خانه و فراماسونرى در ايران، چاپ دوم، انتشاراترائين، تهران 1347، ج 2، ص 208.