فخاخ

لغت نامه دهخدا

فخاخ. [ ف ِ ] ( ع اِ ) ج ِ فخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فَخ شود.

فرهنگ عمید

= فخ

فرهنگ فارسی

( اسم ) دام شکاری جمع: فخاخ فخوخ

جمله سازی با فخاخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (( ((لولا من يبقى بعد غيبة قائمكم - عليه السلام - من العلماء الداعين اليه، و الدالينعليه، و الذابين عن دينه يحجج، و المنقذين لضعفاء عباد اللّه من شباك ابليس، و مردته،و من فخاخ النواصب لما بقى احد الا ارتد عن دين اللّه، و لكنهم الذين يمسكون ازمة قلوبضعفاء الشيعة، كما يمسك صاحب السفينة سكانها، اولئك هم الافضلون عنداللّهعزوجل...)). ))

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز