در لغتنامهها، «غولان» نام یک گیاه ترش و شبیه به «اشنان» یا نوعی شورگیاه است و در برخی منابع به یک مکان جغرافیایی هم اشاره شده است. در متون دینی و مانوی، «غولان» به کتابی نسبت داده شده که در گویش آرامی بینالنهرین نوشته شده و پیروان مانی آن را به زبانهای مختلف ترجمه کردهاند. این کتاب درباره فرشتگانی است که به زمین هبوط کرده و در روایت مانوی به دیو بدل شدهاند. در ترجمههای ایرانی این کتاب، بسیاری از نامهای سامی به نامهای ایرانی مانند «سام» و «نریمان» تغییر داده شد تا برای خوانندگان ایرانی آشنا و قابل فهم باشد. بنابراین، «غولان» هم میتواند نام یک گیاه باشد، هم نام یک محل، و هم اشارهای به متنی مذهبی و اسطورهای. این تنوع معانی نشان میدهد که واژهها در متون کهن بسته به زمینه کاربرد، معنا و بار فرهنگی متفاوتی داشتهاند و فهم دقیق آنها نیازمند توجه به متن و منابع است. به همین دلیل، هنگام مطالعه متون قدیمی، باید به زمینه و نوع اثر توجه کرد تا مفهوم درست واژه مشخص شود.
غولان
لغت نامه دهخدا
غولان. [ غ َ] ( ع اِ ) گیاهی است ترش شبیه به اشنان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). نام قسمی شورگیاه.
غولان. [ غ َ ] ( اِخ ) نام جایی است. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نام جایی است
دانشنامه آزاد فارسی
کتابی به گویش آرامی بین النهرین جنوبی، تألیف مانی. این کتاب را پیروان مانی به زبان های گوناگون ترجمه کرده اند. ابن ندیم عنوان کتاب را سِفْر الجبابره ذکر کرده است. نام آن در زبان پهلوی اشکانی (پارتی) کَوْان (جمع کَوْ، همان کوی در اوستایی و کی در فارسی میانه) است. کتاب مشتمل بر مطالبی دربارۀ فرشتگانی است که هبوط کرده و به زمین فرود آمده بودند و در کتاب مقدس (سِفْر پیدایش) به آنان اشاره شده است. در روایت مانوی، این فرشتگان به دیو بدل شده اند. قطعاتی از این کتاب به زبان های فارسی میانه و سغدی موجود است. پیروان مانی هنگام ترجمۀ این کتاب از زبان آرامی به زبان های ایرانی میانه، بسیاری از نام های ایرانی مانند سام و نریمان را به جای اسامی سامی به کار برده اند تا برای ایرانیان غرابت نداشته باشد.
جمله سازی با غولان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند بیغاره که در بیغولهٔ عاری شدی ای پی غولان گرفته دوری از صحرای من
💡 بر ره غولان نشستهاند حذر کن باز نهاده دهانها چو حواصل
💡 غلت غولی میزدندی همچو غولان هر سوی جامگی حلاج و درزی موزه دورو کفشگر
💡 بدو در ز هر سو ز غولان غریو شب اندر هوا گونهگون چهر دیو
💡 جای غولان شده آن دشت که بود پیش ازین بیشه ی شیران چکنم؟!