غوطه ور شدن

لغت نامه دهخدا

غوطه ور شدن. [ طَ / طِ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غوطه خوردن. به آب فروشدن. فرورفتن در آب. سربه آب فروبردن. غوطه زدن. ناغوش خوردن:
در آن کو به خون غوطه ور شد نگاه
ز خون همچو خون بسته گردید راه.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).دورنمای آن کم کم محو و در تاریکی غوطه ور میشد. ( سایه روشن صادق هدایت ص 12 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - فرو بردن کسی یا چیزی را در آب ۲ - غرق کردن.

جمله سازی با غوطه ور شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نيز (مى توانيم آنها را زنده بگذاريم، و به خاطر غوطه ور شدن در گناه و فساد،درك و شعور و حس تشخيص را از آنها بگيريم، آنچنان كه هيچ حقيقتى را نشنوند و هيچاندرزى را نپذيرند و در زندگى حيران و سرگردان شوند) (و نطبع على قلوبهم فهملا يسمعون )

💡 همچنين آنها كه با لجاجت و تعصب و دشمنى با حق و غوطه ور شدن در شهوات و آلوده شدنبه ظلم و ستم، شايستگى هدايت را از خود سلب كرده اند، از فيض هدايت محروم، و دروادى ضلالت، گمراه مى شوند، همانگونه كه مى فرمايد: كذلكيضل الله من هو مسرف مرتاب: (اين چنين خداوند گمراه مى كند هر اسرافكار آلوده بهشك و ترديد را) (غافر - 34).

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز