غندی

لغت نامه دهخدا

غندی. [ غ َ ] ( اِ ) ابر. ( آنندراج ). ابر و سحاب. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ).
غندی. [ غ َ ] ( اِخ ) نام دیوی از دیوان مازندران. ( فرهنگ شعوری ). نام دیوی که پدر اولاد دیو و پولاد دیو بود. رجوع به همین دو اسم شود.

جمله سازی با غندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمی گشت از ارژنگ و دیو سپید که شد کشته پولاد غندی و بید

💡 نه سنجه بماند و نه دیو سپید نه ارژنگ و غندی و نه باربید

💡 تپه گل غندی در غرب شهر چاریکار در ولایت پروان قرار دارد و در سال ۱۳۲۴ توسط بهایی جان یکی از شاعران افغانستان به نام تپه گل غندی نام‌گذاری شده‌است.

💡 دگر دیو دستان و دیو سپید چو ارژنگ و اولاد و غندی و بید

💡 چو پولاد غندی سپهدار اوی چو بیدست و سنجه نگهدار اوی

💡 نه ارژنگ ماندم نه دیو سپید نه سنجه نه اولاد غندی نه بید

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز