غلوی

لغت نامه دهخدا

غلوی. [ غ َل ْ وا ] ( ع اِ ) بوی خوشی است که موی را بدان خضاب کنند. ( منتهی الارب ). غالیه، که نوعی از طیب است. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با غلوی

💡 ز غلوی اضطرابم ز حجاب برنیاید ز صد آرزو «نظیری » رسم ار به آرزویی

💡 بر دل شبی نمی‌گذرد کز غلوی ضعف با ناله شبانه به گردون نمی‌رود

💡 به آرزوی تو فیّاض اگر به خاک رود بدین غلوی هوس در کفن نمی‌گنجد

💡 مایهٔ نومیدی‌ام، باعث محرومی‌ام گه ز غلوی غرور، گه ز هجوم حیا

💡 گرچه داری در میان خرمن افلاک جای از غلوی حرص چون موران کمر نگشوده ای

💡 از غلوی می عشق تو خبردار یکیست باقی آنند کزین رطل گران بیخبرند

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز