غلو کن

مترادف‌ها

مبالغه کن، اغراق کن

متضادها

تعدیل کن، اعتدال کن

لغت نامه دهخدا

غلوکن. [ غ َل ْ وَ ک َ ] ( اِ ) در یا پنجره مشبک. غلبکن. رجوع به غلبکن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پنجره های شبکه دار که در پیش درها نصب کنند ۲ - دری از چوب باریک یا نی بافته چون پنجره ای مشبک که غالبا دهقانان در خانه یا باغ نصب کنند و از ورای آن باغ آشکار است.

جمله سازی با غلو کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیدل طلب راحت اگر مقصد جهد است چون موج گهر بر دل ناکام غلو کن

💡 وقتی در حال روایت یک خاطره هستی، مراقب باش که برای جذاب‌تر شدن داستان، در بیان جزئیات اتفاقات واقعی بیش از اندازه غلو کنی.

💡 نباید در گزارش‌های رسمی خود برای جلب نظر مقامات، در مورد پیشرفت‌های انجام شده بیش از حد واقعیت‌ها را تغییر دهی و غلو کنی.

💡 هرگز در جلسات مصاحبه شغلی سعی نکن برای نشان دادن توانایی‌های خود بیش از اندازه غلو کنی، زیرا این کار اعتبار تو را کم می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران