غلط اندازی
مترادفها
فریب دادن، گمراه کردن، کذب
متضادها
حقیقتگویی، راستگویی
لغت نامه دهخدا
غلطاندازی. [ غ َ ل َ اَ ] ( حامص مرکب ) غلطانداز کردن. فریبندگی:
از غلطاندازی دوران مشو غافل که چرخ
میشمارد اختر تابان چراغ دور را.طالع ( از آنندراج ).رجوع به غلطانداز شود.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و حالت غلط انداز ۲ - فریبندگی.
جمله سازی با غلط اندازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غلط اندازی حسن است که آب حیوان پرده بر روی خود از موج سراب اندازد
💡 از غلط اندازی فلک عجبی نیست چشمه حیوان گر از سراب برآید
💡 انتشار گسترده اخبار جعلی و اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی، نوعی غلط اندازی است که میتواند آرامش جامعه را به شدت به خطر بیندازد.
💡 دولتها و نهادهای مسئول موظف هستند با شفافیت کامل، از هرگونه غلط اندازی در مورد آمار اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم جلوگیری کنند.
💡 برخی از گروههای سیاسی با استفاده از روشهای مختلف غلط اندازی، سعی در تغییر افکار عمومی و منحرف کردن توجه مردم از واقعیتها دارند.