لغت نامه دهخدا
غزالک.[ غ َ ل َ ] ( اِ مصغر ) غزال کوچک. رجوع به غزال شود. || مجازاً به معنی زن زیبارو:
گرد غزالکان و گوزنان بزم شاه
فحلی کند چو گورخرک گرد مادرک.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 650 ).
غزالک.[ غ َ ل َ ] ( اِ مصغر ) غزال کوچک. رجوع به غزال شود. || مجازاً به معنی زن زیبارو:
گرد غزالکان و گوزنان بزم شاه
فحلی کند چو گورخرک گرد مادرک.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 650 ).
۱. [مصغرِ غزال] (زیست شناسی ) غزال کوچک، آهوبره.
۲. [مجاز] زن زیبا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پستانداران ثبتشده در پارک ملی کران در سال ۲۰۰۸ شامل بابون زیتونی، میمون تانتالوس، میمون پاتاس، کوب، کل آبدوست، غزالک پهلوسرخ، غزالک معمولی، گاومیش آفریقایی، اسب آبی، زگیلداران، تشی کاکلی، سنجاب زمینی راهراه و جوجهتیغی چهارانگشتی بودند.