غذای فوری
مترادفها
غذای آماده، غذای سریع
فرهنگستان زبان و ادب
{fast food, fast service food} [علوم و فنّاوری غذا، عمومی] 1. غذایی که به سرعت آماده شود و در اختیار مشتری قرار گیرد 2. غذاخوری عرضهکنندۀ غذای فوری
ویکی واژه
۱. غذایی که بهسرعت آماده شود و در اختیار مشتری قرار گیرد
جمله سازی با غذای فوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حتی در چند صد سال پیش نیز مانند زمان کنونی مردم توکیو در عجله بودند. سوشی غذایی بود که میشد آن را با انگشت یا با چاپستیک خورد. سوشی از نخستین انواع غذای فوری بود که میشد آن را در جمع یا در تئاتر خورد.