لغت نامه دهخدا
غداره بند. [ غ َ رَ / رِ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه غداره به خود بندد. آنکه کتاره دارد. || مجازاً هوادار. هواخواه. حامی و طرفدار کسی یا کاری. حامی جد.
غداره بند. [ غ َ رَ / رِ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه غداره به خود بندد. آنکه کتاره دارد. || مجازاً هوادار. هواخواه. حامی و طرفدار کسی یا کاری. حامی جد.
=قداره بند
( صفت ) کسی که غداره به کمر بندد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تهديدهاى سپاه دشمن و هياهوى غداره بندان آن، دردل كودكان و زنان اردوى امام، ترس مى ريزد.