لغت نامه دهخدا
عیسویان. [ س َ ] ( اِخ ) ج ِ عیسوی. نصاری و پیروان حضرت عیسی. ( ناظم الاطباء ). ترسایان. مسیحیان.
عیسویان. [ س َ ] ( اِخ ) ج ِ عیسوی. نصاری و پیروان حضرت عیسی. ( ناظم الاطباء ). ترسایان. مسیحیان.
جمع عیسوی نصاری و پیروان حضرت عیسی
💡 این شهر را در دوران ساسانی، ویهاردشیر میخواندند و عربها آن را بهرسیر ضبط کردهاند. این شهر یکی از هفت شهر تشکیل دهندهٔ مدائن محسوب میشد. در این دوران شهری نسبتاً بزرگ بود با کوچههای سنگفرش و بازار بزرگ. مخصوصاً عیسویان در آنجا فراوان بودند و سوداگران یهودی نیز بازار پرازدحام آن را رونق میبخشیدند.
💡 بنا به همین گزارش، ادعا شد در آن سالها پاپ که ریاست فرقهٔ عیسویان را بر عهده داشت با حاکم نظامی وقت به نام خورخه رافائل ویدلا همکاری داشتهاست.