لغت نامه دهخدا
عهدین. [ ع َ دَ ] ( ع اِ ) تثنیه عهد در حال نصب و جر. عهدان. || ( اِخ ) عهد قدیم و جدید: قرأت کتب العهدین؛ کتابهای عهد قدیم و عهد جدید را خواندم. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عهد قدیم و عهد عتیق و عهد جدید شود.
عهدین. [ ع َ دَ ] ( ع اِ ) تثنیه عهد در حال نصب و جر. عهدان. || ( اِخ ) عهد قدیم و جدید: قرأت کتب العهدین؛ کتابهای عهد قدیم و عهد جدید را خواندم. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عهد قدیم و عهد عتیق و عهد جدید شود.
تثنیه عهد در حال نصب و جر عهدان عهد قدیم و عهد جدید
رجوع شود به:کتاب مقدس
💡 وی در مقالات یاد شده با انتقاد از تثلیث مسیحیت، ریشهٔ اختلاف مسیحیت با اسلام را در توحید میداند و همچنین به تفسیر و شرح بخشهایی از عهدین میپردازد که به اعتقاد او دلالت بر پیامبر اسلام دارد.
💡 او متن عهدین را به صورت صوتی آموزش میداد؛ یعنی کسی میخواند و آنها گوش میدادند. همچنین برخی کلیساها در اروپانیز به نابینایان آموزش میدادند.