عنتم

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَنِتُّمْ: نابود شدید - خسارت دیدید - به ستوه آمدید - به شدت گرفتار شدید
معنی أَنتُمْ: شما
معنی رَّحْمَـٰنِ: آن کس که مهربانیش همیشگی و شامل همه است - همیشه رحم کننده - همیشه مهربان (رحمان صفت مشبهه از رحم است،رحمن صورتی از رحمت ومهربانی خداست که شامل همه مخلوقاتش می شود و این صفت خاص پروردگار است ونا میدن دیگران به آن صحیح نیست.کاربرد وزن فَعلان در آیات...
ریشه کلمه:
عنت (۵ بار)
(بر وزن بشر)مشقّت. در مجمع ذیل آیه 118. آل عمران فرموده: اصل عنت به معنی مشقّت است «عنت الرجل یعنت عنتاً»یعنی بر وی مشقّت وارد شد.. عنت به معنی مشقّت است مراد از آن ظاهراًمشقّت در صورت عدم نکاح است و اگر «ذلک» اشاره به نکاح باشد معنی این می‏شود: نکاح زنان آزاد و کنیز برای کسی است که بترسد از عدم نکاح به زحمت افتد و به زنا مرتکب شود.. ما در «ما عَنِتُّمْ...»مصدری است یعنی: از غیر مؤمنین همراز مگیرید در افساد شما کوتاهی نمی‏کنند و مشقّت شما را دوست دارند ایضاًدر آیه. اعنات: به مشقّت انداختن. اگر خدا می‏خواست شما را در باره یتیمان به زحمت می‏انداخت.

جمله سازی با عنتم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخست مى گويد: (هر گونه ناراحتى و زيان و ضررى به شما برسد براى او سختناراحت كننده است (عزيز عليه ما عنتم ).

💡 همچنان كه در قرآن آمده: (عزيز عليه ما عنتم ) و در آخر در مورد هر غلبه اىاستعمال شد، مثلا گفتند: (من عزبز) كسى كه غلبه كرد، دار و ندار مغلوب را غارتنمود، در قرآن هم در اين معنا استعمال شده، آنجا كه فرموده: (و عزنى فى الخطاب )ولى معناى اصلى كلمه همان است كه گفتيم.

💡 ، و اگر در قرآن كريم به معناى مشقت هم آمده مانند:(عزيز عليه ما عنتم ) و مانند:(وعزنى فى الخطاب ) باز به همين مناسبت است، زيرا هر چيزى كه بر انسان گران آيدو مشقت داشته باشد حتما دستيابى به آن مشكل است، پس عزيز مى باشد.

💡 از اين بيان معلوم شد كه قيدهائى كه در كلام اخذ شده و اوصافى كه آورده شده يعنىوصف (رسول ) و (من انفسكم ) و (عزيز عليه ما عنتم...) همه براى تاكيد آنسفارش آورده شده، دليلش اين است كه در آيه ذيلش مى فرمايد:(فان تولوافقل حسبى الله ).

💡 لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤ منين رؤوف رحيم (128)

💡 7- دشمنان با روشهاى گوناگون با ما برخورد مى كنند: 1 فساد. (لاياءلونكم خبالاً) 2 فشار. (ودّوا ما عنتم ) 3 نفاق. (ماتخفى صدورهم اكبر)