عنانه

لغت نامه دهخدا

( عنانة ) عنانة. [ ع َ ن َ ] ( ع اِمص ) نامردی. ( منتهی الارب ). یعنی عدم توانایی بر نزدیکی زنان. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) یکی عنان. ( منتهی الارب ). یک قطعه ابر آبگیر. رجوع به عَنان شود.

جمله سازی با عنانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو نام و ننگ فزاید عنانه ام و نه ننگ چو زاد بود نماید جفا نه زاد و نه بود

لئون کاهون یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز