لغت نامه دهخدا
عنان پیچیده. [ ع ِ نام ْ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) سرکش و گردنکش و نافرمان. ( ناظم الاطباء ). منحرف. از راه بگشته. بسوی دیگر روی آورده.
عنان پیچیده. [ ع ِ نام ْ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) سرکش و گردنکش و نافرمان. ( ناظم الاطباء ). منحرف. از راه بگشته. بسوی دیگر روی آورده.
سرکش و گردنکش و نافرمان منحرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای که دیگر بیگناه از من عنان پیچیدهای دشمنی کردی روی از دوستان پیچیدهای
💡 دی مست می رفتی، بتا، رو کرده از ما یک طرف شبدیز را مطلق عنان پیچیده عمدا یک طرف
💡 روز سربازی عنان پیچیدهای وقت مردی ناتوان افتادهای