عماری کش

لغت نامه دهخدا

عماری کش. [ ع َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده عماری. که عماری را از سویی به سویی و از جایی به جایی برد. ساربان. عماری دار. ( ازآنندراج ). کجاوه کش. رجوع به عماری شود:
ببستند اسپان جنگی در اوی
هم اشتر عماری کش و راه جوی.فردوسی.ده و دو هزار اشتر بارکش
عماری کشان ششصد و شصت و شش.فردوسی.در عمارت نشست با دل خوش
ماه در موکبش عماری کش.نظامی.عماری و اشتر به هرای زر
عماری کشان جمله زرین کمر.نظامی.عماری کش نور خورشید باش
نه ترک عماری بر امید باش.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه عماری را راه برد کجاوه کش.

جمله سازی با عماری کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوادار نسرین بر نوبهار عماری کش کاروان تتار

💡 عماری کش مرو چندان شتابان کنون چو محملش بر ناقه بستی

💡 در عماری نشست با دل خوش ماه در موکبش عماری کش

💡 ای عماری کش به زور میل او بازم گذار کاین عماری ساربان بر ناقه نتواند نهاد

💡 ده و دو هزار اشتر بارکش عماری کش وگام زن شست وشش

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز