لغت نامه دهخدا
( علی الغفلة ) علی الغفلة. [ ع َ لَل ْ غ َ ل َ ] ( ع ق مرکب ) ناگهان. غفلةً. بی خبر. ( ناظم الاطباء ). غافل وار. برغفلت. || گستاخانه. بی پروا. ( ناظم الاطباء ).
( علی الغفلة ) علی الغفلة. [ ع َ لَل ْ غ َ ل َ ] ( ع ق مرکب ) ناگهان. غفلةً. بی خبر. ( ناظم الاطباء ). غافل وار. برغفلت. || گستاخانه. بی پروا. ( ناظم الاطباء ).
غفلتاً، ناگاه، ناگهانی.
ناگاه ناگهان غفله: این طایفه برسرخانه او هجوم کردند..
ناگهان غفله بی خبر غافل وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بودم شب عید خفته در بستر جستند به بسترم علی الغفله