لغت نامه دهخدا
علت اولی. [ ع ِل ْ ل َ ت ِ لا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عقل اول و ذات خدای تعالی. ( فرهنگ اصطلاحات فلسفی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
بسان علت اولی سخن ران ای سنائی زآن
که تا چون زاده ثانی بقای جاودان بینی.سنائی.
علت اولی. [ ع ِل ْ ل َ ت ِ لا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عقل اول و ذات خدای تعالی. ( فرهنگ اصطلاحات فلسفی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
بسان علت اولی سخن ران ای سنائی زآن
که تا چون زاده ثانی بقای جاودان بینی.سنائی.
عقل اول و ذات خدای عالی
رجوع شود به:علت العلل
💡 قدر تو مقدم است بر اشیا چون نزد حکیم علت اولی
💡 هر قبض اثر علت اولی باشد صورت همه مقبول هیولی باشد
💡 کمال گیتی طاهر که در وجود چو نام بریست از همه نقصی چو علت اولی
💡 معلول را ز علت اولی برون برد ذرات را بشمس حقیقت بدل کند
💡 عقل اگر علت اولی بود از قول حکیم عشق اولیست که او علت اولا باشد
💡 ترا به روح بهیمیست زندگی و مرا به فیض علت اولی و نفس انسانیست