عطا دهی

لغت نامه دهخدا

عطادهی. [ ع َ دِ ] ( حامص مرکب ) عطا دادن. بخشندگی:
در هیچ روزگار نباشد چو تو کریم
کاندر عطادهی نبرد هیچ روزگار.سوزنی.

فرهنگ فارسی

عطا دادن بخشندگی

جمله سازی با عطا دهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زانکه چندان عطا دهی که همی مایه زر نباشدش چندان

💡 و بدان که پیوستن رحم آن بود که چون ایشان از تو قطع کنند تو بپیوندی و هرکه تو را محروم دارد تو او را عطا دهی و هرکه بر تو ظلم کند تو از وی درگذاری.

💡 یا دادنست و یا ستدن کار تو مدام گاهی جهان ستانی و گاهی عطا دهی

💡 گر جمله را عذاب کنی یا عطا دهی کس را مجال آن نه که آن چون و این چرا

💡 آنی که بدست تو هر انگشت هنگام عطا دهی سحابیست

💡 خود را چو عطا دهی فراوان مستای وز منع کسی نیز مرو نیک از جای

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز