عشرت سرای
مترادفها
مهمانخانه، اقامتگاه، منزل
لغت نامه دهخدا
عشرت سرای. [ ع ِ رَ س َ ] ( اِ مرکب ) عشرت سرا. عشرتخانه. عشرتگاه. محل عشرت و کامرانی:
بس شخص بینوا که ورا از علوّ قدر
عشرت سرای جنت اعلی مکان شود.سعدی.و رجوع به عشرت شود.
فرهنگ فارسی
عشرت سرا عشرتخانه
جمله سازی با عشرت سرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مطرب عشرت سرای چرخ دف بر دف نهد گر نه تمکین یابد از بزم تو در خیناگری
💡 بسی مردمربا عشرت سرایی در آن نیکویی آب و هوایی
💡 شادی کمینه خادم عشرت سرای تست ناشاد آنکه بر رخ او در کنی فراز
💡 اندران عشرت سرای پرنگار نوعروسانند بیرون از شمار
💡 بس شخص بینوا که ورا از علو قدر عشرت سرای جنت اعلی مکان شود
💡 در داستانهای قدیمی، پادشاهان و اشراف معمولاً اوقات فراغت خود را در عشرت سرای باشکوه با موسیقی و میگساری سپری میکردند تا از خستگی امور سیاسی رها شوند.
💡 آن کاخ متروک که زمانی یک عشرت سرای پر زرق و برق برای درباریان بود، اکنون تنها ویرانهای است که صدای باد در میان دیوارهایش میپیچد.
💡 شاعر در اشعار خود از آن عشرت سرای که در کنار رودخانه بنا شده بود، به عنوان مکانی برای تجدید قوا و لذتهای دنیوی یاد کرده است.