لغت نامه دهخدا
عشرت ساز. [ ع ِ رَ ] ( نف مرکب ) عشرت سازنده. سازنده عشرت و کامرانی:
لعبتان آمدند عشرت ساز
آسمان بازگشت لعبت ساز.نظامی.چنان کن کز تو دلخوش بازگردم
به دیدار تو عشرت ساز گردم.نظامی.و رجوع به عشرت شود.
عشرت ساز. [ ع ِ رَ ] ( نف مرکب ) عشرت سازنده. سازنده عشرت و کامرانی:
لعبتان آمدند عشرت ساز
آسمان بازگشت لعبت ساز.نظامی.چنان کن کز تو دلخوش بازگردم
به دیدار تو عشرت ساز گردم.نظامی.و رجوع به عشرت شود.
عشرت سازینده سازینده عشرت و کامرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چگونه کوته خواهم شبی که اندر وی وصالِ دوست مهیّا و برگِ عشرت ساز
💡 ز پیشان با سپاهی بازکردند به بزم عیش و عشرت ساز کردند
💡 به افغان گفت عشرت ساز او باش به سر میگفت پا انداز او باش
💡 مغنی ساز عشرت ساز میکن بسوز این ساز را دمساز میکن
💡 هر کهرا بود برگ عشرت ساز عیش میکرد با تنعم و ناز
💡 نداده حادثهیی رو ز هیچ سوی مگر شب گذشته که کردیم ساز عشرت ساز