لغت نامه دهخدا
عزلت گزینی. [ ع ُ ل َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) گوشه گیری و انزوا. ( فرهنگ فارسی معین ).
عزلت گزینی. [ ع ُ ل َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) گوشه گیری و انزوا. ( فرهنگ فارسی معین ).
گوشه گیری انزوا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر عزلت گزینی همچو عنقا تو در خلوت شوی ای شیخ یکتا
💡 به از عزلت گزینی از سر درد نمانی جاودان از جان جان فرد
💡 اگر عزلت گزینی همچو عشاق شوی ای شیخ عالم همچو من طاق
💡 شدم مشهور عالم گرچه از عزلت گزینی ها به بال و پر ز کوه قاف چون عنقا گره خوردم
💡 اگز عزلت گزینی همچو مردان حقیقت ذات خود را فرد گردان
💡 اگر عزلت گزینی صاحب درد شوی درخلوت ای شیخ جهان فرد