عرید
مترادفها
پهن، گسترده، وسیع
لغت نامه دهخدا
عرید. [ ع َ ] ( ع ص )دور. ( منتهی الارب ). بعید. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) خوی. ( منتهی الارب ). دأب و عادت، گویند: هذا عریده؛ یعنی این عادت اوست. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با عرید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ال عرید، یمن یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان صنعا واقع شدهاست.