طواغیت

لغت نامه دهخدا

طواغیت. [ طَ ] ( ع اِ ) ج ِ طاغوت. ( منتهی الارب ). رجوع به طاغوت شود: چه از طواعیت طواغیت پرستان ملول گشته بودند. ( جهانگشای جوینی ). و فرّ دولت روزافزون جباران و متکبران طواغیت را در قبضه طواعیت و فرمان منقاد. ( جهانگشای جوینی ). || بتخانه ها.

فرهنگ عمید

= طاغوت

فرهنگ فارسی

۱ - بت صنم. ۲ - جادوگر ساحر. ۳ - باطل. ۴ - سرکش ( از اهل کتاب ) مارد جمع: طواغیت.

جمله سازی با طواغیت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این نشریه از ایرانی‌ها و شیعیان با عنوان رافضی‌ها یاد شده‌است. به کشورهای غربی صلیبی گفته می‌شود و به حکومت سوریه نصیریه گفته می‌شود. به حکومت آل سعود آل سلول گفته می‌شود. پادشاهان کشورهای عربی با عنوان طواغیت العرب شناخته می‌شوند.

💡 ازغدی رابطه نزدیکی هم با علی شریعتی داشت. بعد از فوتش مهدی نصیری خاطره ای از گفتگوی ازغدی با شریعتی دربارهٔ مسئله تقیه امامان شیعه در برابر طواغیت مطرح کرد.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز