لغت نامه دهخدا
طنزی. [ طَ زی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به طنزة که قریه ای است بجزیره ای در نواحی میافارقین. ( سمعانی ).
طنزی. [ طَ زی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به طنزة که قریه ای است بجزیره ای در نواحی میافارقین. ( سمعانی ).
منسوب بطنزه که قریهاست بجزیره در نواحی میافارقین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این اثر منثور دارای دو بخش حکایت نامه به شیوه هزل است که در واقع از خندهانگیزترین رسالههای طنزی است که عبید زاکانی نگاشته است. موضوع این حکایات که یکی فارسی و دیگری حکایات طنز عربی است، اخلاقی و اجتماعی است هر چند گاهی به موضوعات سیاسی و گاهی هم فرهنگی میپردازد.
💡 در طنزی که پرهور به کار برده، برج پیزا در ابتدای نمایشنامه عمودی است و با بالارفتن افراد از آن کج میشود و در پایان نمایشنامه دوباره به حالت عمودی در میآید.
💡 فضای داستانهای وی سرشار از طنزی درخشان و گزنده است. آدمها، مکانها و اتفاقات داستانهای وی همچون خود انقلاب، مملو از بدویت، خون و نزاع و درگیریاند. از درخشانترین نوشتههای وی داستان کوتاه «گی دو موپاسان» است که در واقع ادای دینی به نویسنده فرانسوی گی دو مو پاسان است.
💡 کتاب یونس در نظر برخی محققان نقیضه و طنزی است که با هدف نقد برخی از عقاید یهودیان نوشته شده اما ظاهراً به دلیل اینکه کاتبان متوجه ماهیت طنز آن نشدهاند، وارد متون مذهبی شدهاست. در سرگذشت یونس، اتفاقات تاریخ اولیه تنخ (آفرینش تا طوفان) برعکس شدهاست. کیکاوادا معتقد است بخشهای زیر از سرگذشت یونس، کنایه داستان نوح است:
💡 لذا شعر حافظ شعری سیاسی است و طنزی که در آن استفاده شده به عناصری از مذهب گره خورده است. زیرا ظاهراً حکومت عصر حافظ قدرت خویش را به مذهب و عناصر اعتقادی مردم گره زده بود. شعر حافظ ریاکارانی را به طنز میکشید که میخواستند از زبان مذهب و از نیروی اعتقاد مردم بنفع خویش استفاده نمایند.
💡 محمود خوشنام در مقالهای که با عنوان از آب حیات تا زهر هلاهل در بارهٔ مهشید امیرشاهی نوشتهاست میگوید: «طنز در لابلای حرفهای او جاری میشود. طنزی بهغایت به جا، ظریف و تأثیر گذار.»