لغت نامه دهخدا
طمغاچ. [ طَ ] ( اِخ ) نام ولایتی از ترکستان. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث ):
چگل را زلف برطمغاچ بندم
طراز شوشتر بر چاچ بندم.نظامی.این کلمه ظاهراً همان طمغاج است یا طفقاج. بدین دو کلمه رجوع شود.
طمغاچ. [ طَ ] ( اِخ ) نام ولایتی از ترکستان. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث ):
چگل را زلف برطمغاچ بندم
طراز شوشتر بر چاچ بندم.نظامی.این کلمه ظاهراً همان طمغاج است یا طفقاج. بدین دو کلمه رجوع شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان عثمان خان قراختانیان و قراختائیان و خوارزمشاهیان بر علیه غوریان متحد شدند و توانستند آنها را شکست دهند در حدود سال ۵۵۱ ق قراخانیان خراجگذار قراختائیان بودند در زمان چغری خان طمغاچ خان ابراهیم سوم قراختانیان بر علیه قرلقان متمرد از قراختائیان درخواست کمک کردند اما این درخواست نتیجهای نداشت و آنها مجبور شدند با قرلقان صلح کنند.