لغت نامه دهخدا
( طلاة ) طلاة. [ طُ ] ( ع اِ ) شتر ماده گرگین. || لته پاره ای که بدان شتر را مالند. طلیاء. ( منتهی الارب ).
طلاة. [ طَ ] ( اِخ ) کوهی است معروف به نجد. ( معجم البلدان ).
( طلاة ) طلاة. [ طُ ] ( ع اِ ) شتر ماده گرگین. || لته پاره ای که بدان شتر را مالند. طلیاء. ( منتهی الارب ).
طلاة. [ طَ ] ( اِخ ) کوهی است معروف به نجد. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخواندی سورة طلاه سراسر ز موسی دار این معنی تو باور