طلا باف
لغت نامه دهخدا
طلاباف. [ طِ / طَ ] ( ن مف مرکب ) طلابافته. زربفت:
لباس صورت اگر واژگون کنم بیند
که خرقه خشنم جامه طلاباف است.عرفی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) زربفت: جامه طلا باف.
جمله سازی با طلا باف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لباس صورت اگر واژگون کنیم، بیند که خرقه ی پشمین جامه ی طلا باف است