لغت نامه دهخدا
طحالی. [ طِ ] ( ص نسبی ) منسوب به طحال. || طحالی شکل. مانند سپرز.
طحالی. [ طِ ] ( ص نسبی ) منسوب به طحال. || طحالی شکل. مانند سپرز.
منسوب بطحال یا طحالی شکل مانند سپرز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرخرگ طحالی در هنگام عبور خود از کناره بالایی لوزالمعده، شاخههای کوچک متعددی را به منظور خونرسانی گردن، تنه و دم لوزالمعده میفرستد. با رسیدن آن به طحال، سرخرگهای معدی کوتاه از آن جدا میشوند که به عبور از رباط معدیطحالی (گاسترواسپلنیک)، تغذیه طاق معده (فوندوس) را به عهده میگیرند. همچنین سرخرگ معدیچادرینهای (گاسترواومنتال) چپ از آن جدا میشود که در طول خم بزرگ معده به سمت راست رفته و با سرخرگ معدیچادرینهای راست بازپیوسته میشد.
💡 مجاورات این سرخرگ به شرح زیر است: از جلوی آن سیاهرگ طحالی و گردن لوزالمعده عبور میکنند. در خلف این سرخرگ، سیاهرگ کلیوی چپ و زائده قلابی لوزالمعده و بخش زیرین دوازدهه قرار گرفتهاند.