لغت نامه دهخدا
طبقات الارض. [ طَ ب َ تُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) زمین شناسی. ژئولوژی. چینه شناسی. ( فرهنگستان ):
در طبقات زمی افکند، بیم
زلزلةالساعة شی عظیم.نظامی.
طبقات الارض. [ طَ ب َ تُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) زمین شناسی. ژئولوژی. چینه شناسی. ( فرهنگستان ):
در طبقات زمی افکند، بیم
زلزلةالساعة شی عظیم.نظامی.
( اسم ) طبقه های کره زمین یا علم طبقات الارض. چینه شناسی.
چینه شناسی فرهنگستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (تاريخ ) بر وزن (تعريف ) مصدر و به معناى شناختن حوادث و علت و زمانپديد آمدن آن است، و اصطلاحا به معناى با ستان شناسى و طبقات الارض نيزاستعمال مى شود، و گفتار ما در معناى لغوى آن يعنى تاريخ نقلى است و تاريخ نقلىعبارت است از ضبط حوادث كلى و جزئى، و نيزنقل آن و گفتگو پيرامون آن.