کلمهی «طاغ» به نوعی از درختان جنگلی اشاره دارد که چوب آن برای سوختن به کار میرود. چوب این درخت خاصیت دیرسوختن دارد و حرارت آن نسبتاً پایدار است، به همین دلیل برای آتش و گرمایش مناسب است. زغال حاصل از چوب طاغ نیز معروف و با دوام است و در تولید زغال و استفادههای خانگی و صنعتی کاربرد دارد. این درختان معمولاً در مناطق جنگلی یافت میشوند و بخشی از منابع طبیعی چوب و سوخت محلی به شمار میروند. در متون قدیمی و فرهنگهای محلی، طاغ به عنوان یک منبع ارزشمند چوب و زغال معرفی شده است. ویژگی اصلی طاغ، مقاومت و دوام بالای چوب در برابر سوختن است که آن را برای مصارف طولانیمدت مناسب میکند.
طاغ
لغت نامه دهخدا
طاغ. ( ع اِ ) تاغ. طاق. غضاة. درختی است. ( منتهی الارب ): الا ان اﷲ عزوجل قد لطف بهم فی الحطب و ارخصه علیهم حمل عجلة من حطب الطاغ و هو الغضاء بدرهمین. ( معجم البلدان ذیل کلمه خوارزم ). عرفطة صلعاء؛ طاغ که سرهای شاخ وی رفته باشد. ( منتهی الارب ). || هیزم. رجوع به طاق شود.
فرهنگ فارسی
غضائ یا طاغ که سرهای شاخ وی رفته باشد.
جمله سازی با طاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرسند شو به ملکت خرسندی ازوجود خاسر شناس خسرو و طاغی سمر طغان
💡 قصد قتال قوم طاغی کردی بر قتل خود بستی میان ای مادر