ضرغامه
مترادفها
شیر، درنده
لغت نامه دهخدا
( ضرغامة ) ضرغامة. [ ض ِ م َ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ). اسد. ضرغام. || مرد دلاور. ( منتهی الارب ). گشن قوی و توانا. مرد سخت. وفی نسخة و الوحل الشدید، فسّرها گل و لای شدید. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
ضرغام، شیردرنده، مرددلاور، نیرومند
شیر بیشه ٠ اسد ٠ ضرغام یا مرد دلاور ٠
فرهنگ اسم ها
اسم: ضرغامه (دختر) (عربی) (تلفظ: zarghame) (فارسی: ضرغامه) (انگلیسی: zarghameh)
معنی: مؤنث ضرغام، شیر درنده، پهلوان، دلاور
جمله سازی با ضرغامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ضرغامه بن مالك تغلبى، و بعضى گفته اند كه او بعد از نماز ظهر به مبارزتبيرون شد و شهيد گرديد.
💡 ضرغامه با مسلم بن عقيل بيعت كرد. او پس از شهادت مسلم، با سپاه عمربن سعد از شهر خارج شده و در فرصت مناسب خود را به ياران حسين (ع ) رسانيد. وىپس از نماز ظهر روز عاشورا در جنگ تن به تن به شهادت رسيد.
💡 شاعر در اشعار خود، قهرمان داستان را به ضرغامه توصیف کرده است که با شجاعت و جسارت تمام در برابر دشمنان خود ایستادگی میکند.
💡 در داستانهای حماسی که برای کودکان روایت میشود، از شخصیتهای قدرتمند مانند ضرغامه یاد میشود تا روحیه شجاعت در آنها تقویت شود.
💡 او در میدان جنگ همچون یک ضرغامه درنده عمل میکرد و با قدرت و صلابت بینظیری، پیروزی را برای سپاه خود به ارمغان آورد.