ضرائب

لغت نامه دهخدا

ضرائب. [ ض َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ ضَریبة. ( منتهی الارب ). جزیه ها:
از کلک تو شمشیر زده لشکر اسلام
بر قیصر و فغفور نهد باج و ضرائب.سوزنی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) زننده. ۲ - ( اسم ) شکل نوع صنف. ۳ - مانند همتا. ۴ - اکسپوزان. جمع ضرایب.
جمع ضریبه

جمله سازی با ضرائب

💡 از ملک تو شمشیر زن لشکر اسلام بر قیصر و فغفور نهد تاج و ضرائب

💡 توالی‌های بازگشتی خطی دقیقاً توالی‌هایی هستند که تابع مولدشان یک تابع گویا است. مخرج چندجمله‌ای بدست آمده از چندجمله‌ای مشخصه با معکوس کردن ترتیب ضرائب است و صورت با مقادیر اولیه توالی مشخص می‌شود. ساده‌ترین حالت‌ها توالی‌های دوره‌ای