لغت نامه دهخدا
( صمدة ) صمدة. [ ص َ دَ ] ( ع ص ) سنگ بزرگ استوار و ثابت در زمین، بلند باشد از زمین یا برابر. || ماده شتر که سالها بار نگیرد. ( منتهی الارب ).
( صمدة ) صمدة. [ ص َ دَ ] ( ع ص ) سنگ بزرگ استوار و ثابت در زمین، بلند باشد از زمین یا برابر. || ماده شتر که سالها بار نگیرد. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 65- لسان العرب، ابن منظور شيعى، ج 3، ص 258: صمده، و صمد اليه: قصده... و الصمد السيد المطاع الذى لا يقضى دونه امر. وقيل: الذى يصمد اليه فى الحوائج اءى يقصد.
💡 ما وحدد من كيفه، و لا حقيقه اصاب من مثله، و لا اياه عنى من شبهه، ولا صمده من اشاراليه و توهمه .
💡 امير مؤ منان على (عليه السلام ) اين حقيقت را به وضوح در خطبه هاى نهج البلاغهبازگو كرده است، آنجا كه مى فرمايد: ما وحده من كيفه، و لاحقيقته اصاب من مثله، و لااياه عنى من شبهه، و لا صمده من اشار اليه و توهمه: