صرار

لغت نامه دهخدا

صرار. [ ص َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صرورة. ( منتهی الارب ).
صرار. [ ص ِ ] ( ع اِ ) رشته که بر پستان اشتر بندند. پستان بند ناقه. ج، اَصِرَّة. ( منتهی الارب ). || جایهای بلند. ( منتهی الارب ).
صرار. [ ص َرْ را ] ( ع اِ ) تزدک. ( ربنجنی ). جَزد. ( دستور اللغة ). زنجره. زَلَّه.چیک. ( تحفه ). صَرّارَه. و این غیر صراراللیل است.
صرار. [ ص َ/ ص ِ ] ( اِخ ) رودباری است به حجاز. ( منتهی الارب ).
صرار. [ ص ِ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک مدینه. ( منتهی الارب ). گفته اند صرار موضعی است در سه میلی مدینه بر طریق عراق. ( قول خطابی ) ( معجم البلدان ). آبی است در حرّه شرقیه. ( منتهی الارب ). نصر گوید: آبی است قرب مدینه که در زمان جاهلیت حفر کرده اند، و آن بر سمت عراق است. ( معجم البلدان ). || اطمیست در شامی مدینه. ( منتهی الارب ). گفته اند اطمی است بنی عبداﷲ سهل را و ذکر آن درایام عرب و اشعار ایشان بسیار آید. ( معجم البلدان ). || نام کوهی است. صریر گوید:
ان الفرزدق لایُزایل لُؤمه
حتی یزول َ عن الطریق صِرارُ.( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

جیرجیرک
موضعی است نزدیک مدینه

جمله سازی با صرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان موسى بن جعفر عليه السلام اذا بلغه عنالرجل ما يكره بعث اليه بصرّة دنانير فكانت صراره مابين الثلاثماءة الى الماءتيندينار فكانت صرار موسى مثلا.مقاتل الطالبين /499

فشک یعنی چه؟
فشک یعنی چه؟
خرما یعنی چه؟
خرما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز