صحور

لغت نامه دهخدا

صحور. [ ص َ ] ( ع ص ) اَتان ٌ صحور؛ خر ماده سرخ سپیدی آمیخته. || خر ماده پشتک زن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

اتان صحور خرماده سرخ سپیدی آمیخته

جمله سازی با صحور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چون صبح ازل طالع شد و نور جلوه احدى بر قلب عارف در طلوع آفتاب يوم القيمهتجلى كرد، سالك را حضور مطلق دست دهد؛ پس به مخاطبه حضوريه درمحفل انس ‍ و مقام قدس به اياك نعبد و اياك نستعين گويا شود؛ و چون به خود آيد ازجذبه احدى و صحور بعدالمحو حاصل آيد، مقام هدايت خود و مصاحبين خود را در اين سيرالىلله طلب كند.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز