لغت نامه دهخدا
صاحب جاهی. [ ح ِ ] ( حامص مرکب ) مقام صاحب جاه:
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی.حافظ.
صاحب جاهی. [ ح ِ ] ( حامص مرکب ) مقام صاحب جاه:
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی.حافظ.
بلندمرتبگی، مقام صاحب جاه: خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای / دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی (حافظ: ۹۷۴ ).
مقام صاحب جاه بلند مرتبگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خشتْ زیر سر و بر تارک هفتاختر پای دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی
💡 خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی
💡 شده ام عاشق آن چهره که با حسن رخش مهر و مه را نرسد دعوی صاحب جاهی
💡 یوسف ار با تو لاف حسن زند گو تو هرچند صاحب جاهی