صابه

لغت نامه دهخدا

( صابة ) صابة. [ ب َ ] ( ع اِمص ) عاهت. مصیبت. || ضعف و سستی عقل. یقال: فی عقله صابة؛ ای طرف من الجنون. || ( اِ ) درختی است تلخ. ج، صاب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

عاهت مصیبت

جمله سازی با صابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أ يود أ حدكم أ ن تكون له جنة من نخيل و أ عناب تجرى من تحتها الا نهر له فيها منكل الثمرت و أ صابه الكبر و له ذرية ضعفاء فأ صابها إ عصار فيه نار فاحترقتكذلك يبين الله لكم الايات لعلكم تتفكرون (266)

محمد یعنی چه؟
محمد یعنی چه؟
بنت یعنی چه؟
بنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز