شیوان

لغت نامه دهخدا

شیوان. [ شی ] ( نف ) آمیخته و برهم زده. || لرزان. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).

فرهنگ عمید

۱. آمیخته و برهم.
۲. لرزان.

فرهنگ فارسی

آمیخته و بر هم زده یا لرزان.

جمله سازی با شیوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان شیوانات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۴ نفر (۵۸خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان شیوانات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۶۲ نفر (۱۵۶خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان شیوانات در ۳۳ کیلومتری جنوب قیدار و از توابع بخش افشار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴۲ نفر (۶۸خانوار) بوده‌است؛ ولی این رقم در سال ۱۳۹۵ به 401 نفر رسیده‌است.

💡 بازیگر فیلمهای پورنو شیوان هانتر او را تشویق به ورود به دنیای فیلمهای پورنو گرافیک کرد. نام فاین را هم به عنوان فامیل باربارا در یکی دیگر از هنرپیشگان فیلمهای پورنو برای وی انتخاب کرد. در همان زمان او وارد یک رابطه عاشقانه شدید با ساوانا یکی دیگر از هنرپیشگان فیلمهای پورنو شد.

💡 این روستا در دهستان شیوانات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۴ نفر (۲۳خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان شیوانات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۰ نفر (۶۷خانوار) بوده‌است.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز