مومیایی دادن

لغت نامه دهخدا

مومیایی دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مومیایی بخشیدن. مومیا دادن. || درمان بخشیدن. چاره سازی کردن. شفا دادن:
کار جزع و لعل تست آزردن و بنواختن
هرکه را این بشکند آن مومیایی می دهد.خاقانی.تیرگی چند روشنایی ده
چون شکستیم مومیایی ده.نظامی.تویی کز شکستم رهایی دهی
و گر بشکنی مومیایی دهی.نظامی.و رجوع به مومیایی و مومیایی بخشیدن شود.

فرهنگ فارسی

مومیایی بخشیدن. درمان بخشیدن.

جمله سازی با مومیایی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصری‌ها همچنین معتقد بودند مومیایی شدن و قرار دادن در سارکوفاگ (یک «تابوت» مصری باستان حکاکی شده با نمادها و طرح‌های پیچیده، و همچنین تصاویر و هیروگلیف) تنها راه برای زندگی پس از مرگ است. تنها اگر جسد به درستی مومیایی‌شده و در یک مصطبه دفن شود، مردگان می‌توانند دوباره در سرزمین یالو زندگی کنند و خورشید را در حرکت روزانه خود همراهی کنند. با توجه به خطرات ناشی از زندگی پس از مرگ، کتاب مردگان و همچنین غذا، جواهرات و «نفرین» همراه بدن در قبر قرار می‌گرفت. آنها همچنین از روش «باز کردن دهان» استفاده کردند.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز