لغت نامه دهخدا
شیشه گران. [ شی ش َ گ َ ] ( اِخ )دهی است از بخش مرکزی شهرستان اردبیل. جمعیت آن 197تن. آب از چشمه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
شیشه گران. [ شی ش َ گ َ ] ( اِخ )دهی است از بخش مرکزی شهرستان اردبیل. جمعیت آن 197تن. آب از چشمه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایکه در مدرسه جوئی ادب و دانش و ذوق نخرد باده کس از کارگه شیشه گران
💡 از یاری اختر مطلب کام در افلاک با سنگ در خانه مزن شیشه گران را
💡 صائب قدم از دایره چرخ برون نه جز نیش درین کارگه شیشه گران چیست؟
💡 ز بیم او بدل سنگ، آتش آب شود خیال می گذرد گر زیاد شیشه گران
💡 نیست در کار فلک محکمیی کاش قضا افکند سنگ درین کارگه شیشه گران
💡 ز آتش نفسان نرم نگردد دل سختم این سنگ کند خون به جگر شیشه گران را