شیرین کلامی
متضادها
تلخگویی، بدگویی
لغت نامه دهخدا
شیرین کلامی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت شیرین کلام. شیرین سخنی. شیرینی کلام و بیان. ( از یادداشت مؤلف ): در مقام شیرین گفتاری و شیرین کلامی درآیند. ( تزک تیموری، نسخه خطی، از مجله دانش سال 2 شماره 2 ص 83 ). رجوع به شیرین کلام و شیرین سخنی شود.
فرهنگ فارسی
صفت و حالت شیرین کلام شیرین سخنی
جمله سازی با شیرین کلامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز آن بلند اقبال در شیرین کلامی شهره شد بسکه می گوید حکایت زآن بت شکرلبا
💡 مرا در پیچ و تاب رشک دارد طوطیی صائب که از شیرین کلامی ناز شکر برنمی دارد
💡 لبی دیدی که از شیرین کلامی شکر را داده فتوا بر حرامی