شیرین منش

لغت نامه دهخدا

شیرین منش. [ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) خوشخوی و خوشروی. خوش طینت. نیکوسرشت و خوش اخلاق:
ترشروی بهتر کند سرزنش
که یاران خوش طبع شیرین منش.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

خوشخوی و خوش روی خوش طینت.

جمله سازی با شیرین منش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوش جستم ز دهانش خبر آب حیات گفت، باید طلبید از لب شیرین منش

💡 جانگزا زهر شود نکتهٔ شیرین منش نیشکر، عقرب جراره شود در اهواز

💡 گاهی از جلوهٔ لیلی‌روشی مجنونم گاهی از خندهٔ شیرین منشی فرهادم

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز