شیرین صفت
مترادفها
خوشخوی، نیکخو، خوشرفتار
متضادها
تلخخو، بدخلق، بدطبع
لغت نامه دهخدا
شیرین صفت. [ ص ِ ف َ ] ( ص مرکب ) شیرین حرکات. شیرین کار. سخت زیبا، که صفات و حرکات شیرین و دلنشین دارد. آنکه مانند شیرین، معشوقه خسرو و فرهاد، زیبا و دلرباست. ( از یادداشت مؤلف ):
هر جا که مولّهی چو فرهاد
شیرین صفتی بر او گمارد.سعدی.رجوع به مترادفات کلمه شود.
فرهنگ فارسی
شیرین حرکات سخت زیبا که صفات و حرکات شیرین دارد.
جمله سازی با شیرین صفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه گلگون سواری خسرو پرویز نتواند گفت همه زیبا رخی شیرین صفت دلبر نخواهد شد