شیرین کامی
مترادفها
خوشبختی، شادمانی، مسرت، خوشحالی
متضادها
تلخی، ناخوشایندی
لغت نامه دهخدا
شیرین کامی. ( حامص مرکب ) صفت و حالت شیرین کام. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرین کام شود.
فرهنگ فارسی
صفت و حالت شیرین کام
جمله سازی با شیرین کامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نقل و سکه: نقل به نشانهٔ شیرین کامی و سکه برای افزایش روزی عروس و داماد سر سفرهٔ عقد گذاشته میشود.
💡 عسل: مراسم عسل در دهان همدیگر گذاشتن پس از جاری شدن صیغه عقد به منظور آن که عروس و داماد در آینده مایهٔ شیرین کامی و دلارامی هم باشند.
💡 پس از سالها تلاش بیوقفه و پشتکار فراوان در مسیر تحصیل، سرانجام دانشجو با موفقیت از دانشگاه فارغالتحصیل شد و به شیرین کامی رسید.
💡 پیروزی تیم ملی در مسابقات جهانی باعث ایجاد شیرین کامی و شادی بیدریغ در میان تمام ورزشدوستان و هواداران این کشور محبوب شد.
💡 رسیدن به هدفهای بزرگ زندگی نیازمند صبر و حوصله است تا در نهایت بتوان انسان از طعم شیرین کامی و رضایت قلبی لذت ببرد.