شیر پا

لغت نامه دهخدا

شیرپا. ( ص مرکب ) تخت که پایه شیر دارد. که از عاج بود. تخت که پایه های آن مانند پنجه های شیر ساخته شده باشد. ( یادداشت مؤلف ):
فرودآمد ز بام اندرسرایش
نشست اندر سریر شیرپایش.( ویس و رامین ).ز تخت شیرپا اندرکشیدش
میان خاک و خاکسترکشیدش.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

تخت که پایه شیر دارد که از عاج بود.

جمله سازی با شیر پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کجا سگ بر شیر پای آورد بگاهی که او رزم رای آورد

💡 ز تخت شیر پا اندر کشیدش میان خاک و خاکستر کشیدش

💡 شدم به خوردن دل قانع از جهان صائب چو شیر پا نگذارم برون ز بیشه خویش

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز