شیر خوی
مترادفها
دلیر، شجاع، جسور، دلاور، بی باک
لغت نامه دهخدا
شیرخوی. ( ص مرکب ) شیرخو. دارای صفت و خصلت شیر. ( یادداشت مؤلف ): اسد؛ شیرخوی شدن. ( دهار ). رجوع به شیرخو شود.
فرهنگ فارسی
دارای صفت و خصلت شیر اسد شیر خوی شدن
جمله سازی با شیر خوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به میدان شنگاوه آورد روی سپهدار فرخنده شیر خوی