لغت نامه دهخدا
شیخکان. [ ش َ / ش ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) ج ِ شیخک که تصغیر مع التحقیر شیخ است. ( غیاث ).
شیخکان. [ ش َ / ش ِ خ َ ] ( اِ مرکب ) ج ِ شیخک که تصغیر مع التحقیر شیخ است. ( غیاث ).
💡 جمله گفتند شیخکان با اتفاق جمله در راه محمد گشته عاق
💡 شیخکان گر به نصیحت هذیانی گویند ما به یک جرعه زبان همه خاموش کنیم